چه کنم عاشق کلوانم من
تقدیم به همه کلوانیها وکسانی که کلوان رابه عشق پذیرفتند.
با تو روینده و رویانم من
بی تو سوزنده و سوزانم من
چه کنم عاشق کلوانم من
وه چه گمگشته سری دارم من
یوسف رفته ز کنعانم من
همچو فرزند جدا از مادر
در هوای تو پریشانم من
مگرم نیست بجز تحفه جان
شرمسار از همه یارانم من
چه کنم عاشق کلوانم من
گاه گاهی که تو غمناک شوی
گریه ابر بهارانم من
گریه ام دست خودم نیست از اوست
پس نپرسید چه گریانم من
دلکی دارم و انسانم من
چه کنم عاشق کلوانم من
مهندس علی رضایی کلوانی 